ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
داد و ستد در کل به معنای دریافت چیزی در قبال دادن چیز دیگری است. اگر این کار به درستی انجام شود، هر دو طرف معامله راضی خواهند بود. اما اگر نادرست انجام شود، حال هر دو طرف معامله گرفته خواهد شد.

در اینجا برای شما چند راهکار در معامله را ذکر می کنیم. به این نکته ها خوب دقت کنید و آن ها را در مغزتان حک کنید.

1- هیچگاه اولین پیشنهاد را شما ندهید
بسیار ساده است، اینطور نیست؟ تا آنجا که می توانید، در هر موقعیتی هم که برای معامله قرار دارید، اولین پیشنهاد را شما ندهید. ببینید که طرف مقابلتان اهل کجاست و با این کار تا حدودی می توانید بفهمید که مایل است چقدر جنس را معامله کند. اگر طرف شما با یک پیشنهاد بزرگ جلو آمد، نشان می دهد که ممکن است معامله انجام نشود و آنها راهشان را بکشند و بروند چون سنگ بزرگ همیشه نشانه نزدن است. با رعایت این نکته می توانید از قصد و نیت طرفتان باخبر شوید.

2- همیشه دو خریدار را در کنار هم قرار دهید
کاری که به شما خیلی قدرت عمل می دهد این است که همیشه برای یک جنس مشخص دو خریدار را کنار هم قرار دهید. چه در کار باشد و چه در زندگی یا عشق، اینکه دو نفر خواستار شما باشند همیشه باعث افزایش قدرت شما می شود.

3- همیشه قیمت بالاتری بدهید
همیشه قیمتی بالاتر از قیمت واقعی خودتان اعلام کنید، اما نه اینقدر بالا که کسی حتی برای نگاه کردن هم جلو نیاید چون با اینکار فقط یک طمعکار جلوه خواهید کرد.

4- هیچوقت خود را مشتاق نشان ندهید ادامه مطلب ...
کسب و کارهای کوچک
شاید شما هم دوست داشته باشیدکه مثل بچه‌های ۱۲ تا ۱۸ ساله آن سردنیا رئیس خودتان باشید و برای خود یک کسب و کار مستقل را اداره کنید. برای شروع می‌توانید از هفت مرحله زیر برای راه اندازی یک کسب و کار جدید استفاده نمایید. اینها مراحلی است که دوستان شما در اروپا و آمریکا به آن عمل می‌کنندو هر کدام برای خودکار پردرآمد و مستقلی دارند.
روز اول : برنامه ریزی
- یک دفترچه برنامه ریزی کسب و کار تهیه کنید. بخش اول طوفان فکری کسب و کار نامیده می‌شود. در این بخش فهرستی از سرگرمی‌های مورد علاقه‌تان را بنویسید.
- بعد مهارت ‌های مخصوص به خودتان را فهرست کنید.
- سپس کارهای روزمره و مشاغلی را که با آنها آشنا هستید یا سریع می‌توانید یاد بگیریدرا یادداشت نمایید .
- به ۱۰ تا ۱۵ نفر از همسایگان زنگ بزنید یا با آنها دیدار داشته باشید تا بفهمید آنها به چه نوع محصول یا خدماتی نیاز دارند. فهرستی از نیاز‌های جامعه را بنوسید.
- فهرست نیازهای جامعه را با فهرست سرگرمی ها ، مهارت‌های خاص و کارهای روزمره‌قبلی تان مقایسه کنید.فهرستی از کسب و کارهای ممکنی را تهیه کنید که شما می‌توانید با استفاده از استعدادها و مهارت هایتان برای برطرف کردن نیازهای مشتری انجام دهید.
- سه ایده کسب و کاری بسیار خوب که شما از آن لذت می‌برید و از همه سودآورتر است را انتخاب کنید.
- دوباره به سراغ همان۱۰ تا ۱۵ نفر بروید. ببینید هر کدام برای هر یک از کالاها و خدمات در سه کسب و کار مورد نظر شما چه پولی پرداخت خواهند کرد.
روز دوم : سرمایه ِگذاری ادامه مطلب ...
در دنیای امروز، برای فروش بیشتر، تاثیر بیشتر، جلب توجه و جذب مشتری یا حتی بازدید کننده به یک سایت اینترنتی، استفاده از کلیشه های تبلیغاتی قدیمی راه گشا نیست. باید فکر کرد، تصویر جدیدی خلق کرد و در همه حال خلاقیت داشت.
موفق ترین و قدرتمند ترین شرکت های تولیدی و خدماتی داخل و یا خارج از کشور را که بررسی کنیم متوجه می شویم آنهایی گوی و میدان را از رقبا ربوده اند که «بیشتر فکر کرده اند»، «بیشتر تخیل کرده اند» و شاید در یک کلام «بیشتر به فکر مشتری» بوده اند تا «به فکر پول درآوردن های بیشتر». نکته جالب دیگر این است که پول دار ترین افراد و شرکت ها در سرتاسر جهان، آنهایی بودند که «آرزوی ها و افکار بزرگی» را دنبال کرده اند. شاید آنها هم در دنبال کردن «رویا ها» و «آرزوهایشان» کمی احساسی تصمیم گرفته اند و از روی «احساس» اولین «گام ها» را برداشته اند. آنچه مسلم است این است که اکثر ما انسانها، علیرغم آنچه نشان می دهیم، بیشتر از اینکه بخواهیم عقلایی و عاقلانه تصمیم بگیریم، تصمیماتمان بر اساس «احساساتمان» است. داشتن یک «احساس» خوب و عالی، از مشاهده یا تجربه چیزی، ما را بر آن می دارد که بار دیگر به دنبال آن چیزی برویم که برایمان به نحوی شگفت انگیز لذت بخش بوده است. برای همین است که «مارک» زده می شویم و به دنبال همان «مارکها» - یا علامت های تجاری موفقی - می رویم که استفاده از آنها در گذشته احساس لذت خوبی برایمان داشته اند. افراد موفقی چون «بیل گیتس» رویای موفقی در ذهن داشته اند، تصویر موفقی از آن رویا در ذهن ساخته اند و چنان غرق و واله و شیدای آن رویای زیبا شده اند که زندگی شان را وقف آن «رویا» کرده اند و دیده ایم که در دستیابی به آن و رسیدن به آن چگونه موفق شده اند. «رویا های بزرگ» تصاویر بزرگی در ذهنمان ایجاد می کنند و حس لذت از مشاهده یا لمس آن تصاویر محشر است که ما را برای رسیدن به آنها تشویق و ترغیب می کنند. رویای «بیل گیتس» این بود که در هر خانه ای یک کامپیوتر شخصی (Personal Computer) وجود داشته باشد، او می دانست که نرم افزار ها و برنامه های کامپیوتری قادرند زندگی انسان را متحول سازند بنابر این چه بهتر که کامپیوتر ها - مثل دیگر لوازم خانگی - به خانه ها راه یابند و برای بهتر شدن زندگی مورد استفاده انسانهای قرن حاضر قرار گیرند. «بیل گیتس» به فکر پول درآوردن و یا به عبارتی «ثروتمند شدن» نبود، خودش در جایی گفته بود که «تمام نگرانی من نهارم بود، دلم می خواست کاری کنم که دیگر نگران نهارم نباشم.» اما با رویای بزرگی که در سر داشت، پیش به سوی اهدافی گام برداشت که «انسانهای دیگری هم می توانستند از مزایای آن بهره مند شوند.» «قدرتمند ترین واژه ها» می توانند «قدرتمند ترین عبارت ها» را بیافرینند. در استراتژی های تولید و نیز بازاریابی، بایستی «قدرتمندترین آمال و آرزوها»، «قدرتمند ترین و موثرترین تصاویر» را خلق کرد و با استفاده از «قدرتمندترین عبارت ها»، «احساسات» مشتریان بالقوه یا بالفعل را هدف قرار داد. «عبارت های قدرتمند» عبارت هایی هستند که می توانند «احساسات مشتری یا مخاطب شما» را تحریک کنند و آنها را به سمت و سوی «اتخاذ تصمیمی احساسی» سوق دهند. با این شیوه می توان «فروش» را بالا برد و «محصول» را در بازار (هر بازاری که مورد توجه و مورد نظر ما است) جا انداخت. همانطور که گفته شد، اکثر مردم (که به نوعی همه، مشتری محصول یا خدماتی هستند - چرا که به آن محصول و یا خدمات نیازمندند) تصمیم هایی احساسی می گیرند. پیش دوستان و آشنایان، گاهی چنین اظهار می کنند که تصمیم شان بر اساس یک سری مشاهدات، تجارب و یا دلایل کاملاً منطقی و عقلایی بوده است، اما همه می دانیم که درصد بسیار بالایی از «تصمیم»ها، «احساسی» است، خصوصاً تصمیم هایی که در رابطه با «خرید» یا «استفاده از خدماتی» باشد. می دانم که همه شما دوست دارید با بالا بردن «فروش» - یا حتی ترافیک سایتتان - زندگی خوبی داشته باشید. «یک خانه راحت تر و بزرگ تر، یک اتومبیل شیک تر، می دانم که می خواهید برای همسرتان بهترین هدایا را بگیرید و وقتی که «هدیه» را به او می دهید، می خواهید آن لبخند رضایت را بر روی چهره اش ببینید و تا دیدن آن چهره - سر از پا نمی شناسید و شاید حتی تمام راه را دویده باشید. وقتی که «هدیه» را به دست همسرتان می دهید، شور و شوق عجیبی دارید، در پوست خود نمی گنجید، قلبتان لحظه ای آرام و قرار ندارد، کم مانده است که اشک شوق از چشم هایتان جاری شوید، - در همان لحظه - یاد این مقاله می افتید که تابان در سایت WEBFAQT.COM برایتان نوشته بود و شما آن را وقتی که سر کار، در دفتر یا شرکتتان بودید خواندید، پیش خود می گویید: «عبارت های قدرتند، حال بایستی برای ایجاد یا حفظ این ارتباط صمیمانه به دنبال عبارتی قدرتمند باشم ...» به همسرتان می گویید: «عزیزم، جداً دوستت دارم!» - اما این جمله کوتاه را «نمی توانید به مشتری هایتان بگویید، چرا که ممکن است باعث مشکل شود. بنابر این عبارت های دیگری به کار می برید، قدرتمند ترین آنها، موثرترین آنها است. من می توانم تنها ظرف یک ساعت به شما کمک کنم که «قدرتمند ترین عبارت ها» را بسازید، آنگاه موفقیت شما، چه بر روی اینترنت و چه خارج از آن، تضمین شده است. خیلی ساده، خیلی آسان و خیلی کم هزینه. برای «فروش» بیشتر ... «کسب درآمد» بیشتر ... پس از آن یک ساعت وقتی که گذاشته اید و شیوه جدیدی را آموختید، یاد لبخند شیرین همسر یا دوستان می افتید که «هدیه» را به او داده اید. صدای یک موسیقی ملایم و زیبا، در خانه، دفتر کار یا اتومبیل شما، مکان مهم نیست، شما «احساسی لذت بخش» داشته اید.

مرجع: روزنامه تفاهم
یکی از رموز اصلی کسب موفقیت‌های چشمگیر مالی در ایالات متحده، راه‌اندازی کسب و کار مستقل است اما این کار به آن سادگی که ابتدا به‌نظر می‌رسد نیست. اکثر شرکت‌هائی که توسط افراد بی‌تجربه راه‌اندازی شدند با شکست مواجه شدند. شاید یکی از دلائل آنکه افراد کاری مستقل را آغاز نمی‌کنند این است که می‌ترسند همه دارائی خویش را از دست بدهند و البته این دلیل خوبی است. ۹۹ درصد شرکت‌هائی که توسط افراد بی‌تجربه تأسیس شدند طی دو یا سه سال اول فعالیت دچار ورشکستگی گردیدند.
●چرا شرکت‌ها شکست می‌خورند؟
همواره این پرسش مطرح بوده است و پاسخ‌های گوناگونی به آن داده شده است. یکی از پاسخ‌های اصلی این است که مدیران این‌گونه شرکت‌ها نمی‌دانند چطور و تحت‌تأثیر چه عواملی شرکت‌شان موفق خواهد شد. ممکن است آنها درباره یک محصول یا خدمت ایده‌ای در ذهن داشته باشند اما تمام چیزهائی را که برای به موفقیت رساندن یک شرکت ضروری است نمی‌دانند.
●عوامل موفقیت شرکت‌ها چیست؟
جالب توجه این است که هشتاد درصد شرکت‌هائی که توسط افراد با تجربه تأسیس و اداره شده‌اند، موفق بوده‌اند. اما چرا باید این‌طور باشد؟ زیرا افراد یاد شده می‌دانند باید چه اقداماتی انجام دهند. آنها می‌دانند چطور خدمات و مواد مورد نیاز خود را خریداری کنند، با فروشندگان و عرضه‌کنندگان مذاکره نمایند و به کسب پول و سرمایه‌گذاری بپردازند. آنها تمام جوانب فروش و بازاریابی محصولات و خدمات خویش را می‌دانند و از مدیریت بر منابع مالی خویش اطلاعات کامل در اختیار دارند. به عبارت دیگر، تجربه کلید موفقیت است. برای تأسیس شرکت و به موفقیت رساندن آن باید بدانید و بیاموزید عوامل این امر چه هستند و چطور باید آن را اداره کرد.
●شایستگی عامل تمایز
طبق تحقیقات شرکت اطلاع‌رسانی دان و براداستریت، ۹۶ درصد از شرکت‌هائی که در ایالات متحده دچار افول شدند که مدیران آنها شایستگی لازم را نداشتند. عدم شایستگی مدیریت بدان معناست که مدیران و گردانندگان شرکت نمی‌دانند چه می‌کنند. در اینجا دو حوزه عدم شایستگی مدیریت را ذکر می‌کنیم که سبب اصلی شکست و ورشکستگی شرکت‌ها محسوب می‌شوند. حوزه نخست، فروش و بازاریابی است. علت ورشکستگی ۴۸ درصد از شرکت‌ها در ایالات متحده این بوده که به میزان کافی نتوانستند محصولات و خدمات خود را بفروشند. تعداد اندکی از شرکت‌هائی که در این حوزه موفق بودند و توانسته‌اند جریان پول را وارد سیستم خود کنند دچار شکست شده‌اند.
●هزینه‌های خود را کنترل کنید
از سوی دیگر، ۴۶ درصد از شرکت‌های ایالات متحده به‌دلیل عدم کنترل صحیح و قوی هزینه‌های خود، به افول دچار شدند. ممکن است میزان فروش یک شرکت خوب باشد اما هزینه‌ها آنقدر بالا باشد که هر چه درآمد وجود دارد از میان ببرد و شرکت را دچار ضرر کند. فروش و بازاریابی خوب و کنترل هزینه‌ها، هر دو عامل، مستلزم تجربه است. اگر جداً می‌خواهید در فعالیت‌های اقتصادی خویش موفق باشید باید بیاموزید که هر دو اقدام یاد شده را به‌خوبی انجام دهید.
●فرصت‌ها را غنیمت شمارید
برای موفقیت باید مهارت‌های ضروری را بیاموزید. موفقیت به هیچ‌وجه امری اتفاقی و شانسی نیست. بلکه حاصل تجربه و دانش و مهارت است. موضوع جالب توجه این است که شما می‌توانید آنچه را که برای موفقیت‌تان ضروری است، بیاموزید. شما می‌توانید از آموزش حین کار بهره بگیرید. اکثر مدیران موفق از آن جهت به موفقیت‌های بزرگ دست یافتند که تمام آنچه برای این کار ضروری بود حین کار برای دیگران یاد گرفتند.
●اقدام عملی
در اینجا به دو اقدام اشاره می‌کنیم که باعث می‌شود مسیر حرکت شما به سمت موفقیت تغییر کند:
۱. برای کسب دانش و تجربه ضروری برای موفقیت، زمانی را صرف کار برای فردی دیگر کنید طوری‌که بتوانید در زمانی کوتاه، تجارب زیادی کسب نمائید. در حوزه‌ای که مایلید در آینده مستقلاً کار کنید، وارد فعالیت شوید و تا جائی که ممکن است تجربه و دانش کسب کنید.
۲. همواره در زمینه مدیریت و کارآفرینی مطالعه کنید. هفته‌ای یک یا دو کتاب در حوزه تجارت بخوانید و تمام نشریاتی را که به حوزه فعالیت شما مربوط است مطالعه کنید. هرگز آموختن و رشد را متوقف نکنید.

نویسنده: Brian Tracy
منبع: اینترنت





Powered by WebGozar